شهاب الدين احمد سمعانى
526
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
و البهاء و المهابة و له نور يعلوه يحبّه كلّ من راه من قريب ، و يهابه كلّ راه من بعيد . عايشه صدّيقه - رضى الله عنها - روايت مىكند كه سوزنى گم كرده بودم در شب مىجستم و نمىيافتم ، مهتر از در درآمد ، و بنور وجهه اضاء البيت فوجدت الابرة . همى از لمعان آن جمال و تابش صورت با كمال سوزن باز يافتم ، مهتر فراز آمد و دهان عزيز بر مفرق من نهاد و گفت : هنيّا لك هذه الفصاحة . عايشه گويد : من بگريستم ، مصطفى گفت : از چه مىگريى ؟ گفتم از خوف فراق . گفت : يا عايشه از خوف فراق دنيا مىگريى يا از خوف فراق آخرت ؟ گفتم : از خوف فراق آخرت 25 . اما نور معاملت ؛ در سر او نور تواضع بود ، در پيشانى او نور سجود بود ، در ابروى او نور خضوع بود ، در بينى او نور خشوع بود ، در چشم او نور عبرت بود ، در روى او نور غيرت بود ، در گوش او نور حق بود ، در دهان او نور صبر بود ، در زفان او نور ذكر بود ، در موى او نور جمال بود ، در گردن او نور تسليم بود ، در ميان كتف او نور نبوّت بود ، در بازوى او نور قوّت بود ، در ساعد او نور مجاهدت بود ، در كف او نور سخاوت بود ، در صدر او نور رضا بود ، در دل او نور معرفت و صفا بود ، در سر او نور هيبت خدا بود ، در روح او نور شوق بود ، در جنب او نور اعتماد بود ، در ظهر او نور توكّل بود ، در شكم او نور قناعت بود ، در جگر او نور شفاعت بود ، در عورت او نور امانت بود ، در ران او نور حيا بود ، در ساق او نور يقين بود ، در قدم او نور خدمت بود ، در جملهء ذات او نور طاعت بود ، در شهادت او نور تجريد بود ، در توحيد او نور تحقيق بود ، در تحقيق او نور تصديق بود ، در تصديق او نور توفيق بود ، در طهارت او نور نيّت بود ، در نيّت او نور تصفيه بود ، در تصفيهء او نور تزكيت بود ، در نماز او نور اتّصال بود ، در اتّصال او نور انفصال بود ، در انفصال او نور وصال بود ، در صدر او نور مروّت بود ، در فرق او نور فتوّت بود ، در فتوّت او نور نبوّت بود ، در روزهء او نور ورع بود ، در ورع او نور ترك طمع بود ، در حجّ او نور افتقار بود ، در افتقار او نور افتخار بود ، در افتخار او نور انكسار بود ، در جهاد او نور غيرت بود ، در غيرت او نور فكرت بود / b 177 / در فكرت او نور عبرت بود ، در عبرت او نور حضرت بود ، در كلام او نور حكمت بود ، در حكمت او نور نعمت بود ، در نعمت او نور خدمت بود ، در خدمت او نور رحمت بود ، در سكوت او نور تعظيم بود ، در تعظيم او نور تسليم بود .